رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - پيش گفتار
بنابراين تعريف، اگر افرادي با نظرهاي مختلف مدعي علم در يک موضوع باشند و هريک نظر خود را مطابق با واقعيت بداند، تنها يکي از نظرها علم است و ديگران علم نيستند، بلکه جهلاند؛ اما تشخيص اين که کداميک علم است، منوط به اين است که با روشي مناسب با آن موضوع، نظريات بازشناسي شود تا علم از غيرعلم تمييز داده شود.
گاهي در مباحث معرفتشناسي، اصطلاحي براي علم بهکار ميرود که از اصطلاح پيشين خاصتر و محدودة شمول آن کمتر است و به علوم حصولي اختصاص دارد. در اين اصطلاح، نه تنها نظر به حالت رواني فاعل شناسا نيست، بلکه نوع شناخت نيز به علوم حصولي اختصاص يافته، علوم حضوري از قلمرو «علم» خارج شده است. در اين اصطلاح، تنها رابطة گزارهها را با واقعياتي که از آنها حکايت ميکنند ميسنجند، و در صورتي که گزارهاي مطابق با واقع باشد ميگويند علم است، اما اگر با واقعيتش مطابقت نداشته باشد، يا مطابقت آن به اثبات نرسيده باشد، علم محسوب نميشود و اعتبار ندارد. به عبارت ديگر، در اين اصطلاح، علوم حصولي به لحاظ معرفتشناختي ارزشيابي ميشوند، و «علم» تنها به آن دسته از قضايا اختصاص مييابد که مطابقت آنها با واقعيت احراز شده باشد. همة علوم حصولي (که با مفاهيم سروکار دارند و در قالب گزارههاي خبري بيان ميشوند) در اين اصطلاح داخلاند؛ بنابراين