رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٥ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
اين علم خارج است. تجويز يک دارو براي حصول نتيجهاي خاص به روانپزشکي بهعنوان علمي دستوري مربوط ميشود که علاوه بر اطلاع از روابط شيمياييـرواني، از نظام ارزشي پذيرفتهشدهاي تبعيت ميکند، و با تغيير نظامهاي ارزشي ميتواند به دستورالعملهايي متفاوت بيانجامد. در اينگونه موارد، گاهی چنين تصور ميشود که احکام ديني با يافتههاي علمي تعارض پيدا کردهاند، در حالیکه ارزشهاي ديني با اصل مسأله علمي اصطکاکي ندارند، بلکه با ارزشهاي مورد قبول يک دانشمند تعارض دارند.
بهعنوان مثال، اگر در روانپزشکي اثبات شود که مصرف مقدار معيني از مشروبات الکلي ميتواند در بهبود کارکرد برخي ارگانهاي بدني مؤثر باشد و درنتيجه، بعضي ناهنجاريهاي رواني را بهبود بخشد، اين امر مورد انکار دين قرار نميگيرد. حتي ممکن است آن را از مصاديق منفعتهايي بهشمار آورد که قرآن کريم، درکنار ضررهاي بزرگ، براي اينگونه مشروبات تصديق ميکند: «فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ»[١]. تصديق اين يافتة علمي بهمعناي صحهگذاشتن بر تجويز مصرف آن از سوي روانپزشک نيست، زيرا براي چنين تجويزي علاوه بر علم به رابطة آن با حالات روحي، به نظام ارزشي معتبري نيز نياز است؛ نظامي ارزشي که غير از رابطة اين ماده شميايي با اين حالت رواني خاص، به همة مصلحتها و منفعتهاي انسان نظر داشته باشد و اين رابطة جزئي را
[١] بقره (٢): ٢١٩.