رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٢ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
علم ديني درصورتي معنايي معقول خواهد داشت که دين حاکي از حقايقي باشد که از سوي خداوند عليم و حکيم نازل شده است. ايمان به حقايقي چون خداوند، وحي، و حيات اخروي، رابطة ميان زندگي دنيا و آخرت را چون پيوستاري ترسيم ميکند كه اعمال اختياري انسان در اين جهان نقشي اساسي را در تكامل و يا انحطاط نهايي او ايفا ميکنند، رفتارهاي او ميتوانند در سعادت يا شقاوت ابديش تأثيرگذار باشند، و دين براي هدايت بشر به قدمگذاشتن در راهي است که به سعادت منتهي ميشود. در اينصورت است که همة افعال انسان رنگ ارزشي به خود ميگيرد، و دين حق دارد دربارة آنها قضاوت كند. كوتاه سخن آنكه دين وراي نتايج دنيوي رفتارها، به حيثيتي از رفتارها نظر دارد كه موجب سعادت يا شقاوت ميشود.
با توجه به اینکه علم هم در برخي از حوزههايي اظهار نظر میکند که در قلمرو دين ميگنجند، احتمال تعارض ميان يافتههاي علمي و آموزههاي ديني وجود دارد، همانگونه که ممکن است در بعضي از مسائل ميان اين دو روش توافق وجود داشته باشد. بهعنوان نمونه، در متون ديني اسلام، راجع به حقيقت انسان مطالبي وجود دارد كه با برخي از نظريات مطرح در علوم انساني سر سازش ندارند. تشخيص موارد توافق يا تخالف نظريات علمي با آموزههاي ديني، و داوري ميان آنها نيازمند مطالعهاي عميق و جدّي است، و دراين زمينه بايد از سادهانگاري و قضاوتهاي سطحي به شدت پرهيز نمود.[١]براي
[١] محمدتقي مصباح يزدي، پيشنيازهاي مديريت اسلامي، ص ٢٢.