رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
آن را مشخص کند. از اينروست که گفته ميشود موضوعات همة علوم بايد در فلسفة آنها و نهايتاً در فلسفه مطلق اثبات و بررسي شود، و فلسفه مادر علوم است. بنابراين، تعريف موضوع انسانشناسي به موجودي مادي که روح ندارد، يک ادعاي غيرعلمي است و بايد در محل مناسب خودش (در فلسفه) مورد مناقشه و بررسي قرارگيرد، چون ادعاي علمي طبق تعريف صاحبان اين نظريه، آن است که با روش تجربي اثبات شود. اين درحالي است که تجربه از اثبات «عدم چيزي» ناتوان است، و تنها ميتواند نتايج عيني و روابط موجود ميان پديدههاي مادي را کشف و تبيين کند. تجربه حداکثر ميتواند بگويد در اين حوزة تجربه، چنين چيزي يافت نشد، اما در همان حال بايد اذعان کند که ممکن است در واقع وجود داشته باشد ولي تجربه به آن دست نيافته باشد؛ همانگونه که امواج الکترومنيتيک تا مدتها پيش ناشناخته بود، و تجربه آن را اثبات نکرده بود، اما اکنون همين امواج، محور بسياري از کشفيات و نظريات موجود در علوم است. چنين امواجي پيش از آن هم وجود داشت، ولي براي علوم تجربي ناشناخته بود. به همين دليل، ادعاي کساني که ميگويند غير از بدن چيزي وجود ندارد، و تعريف انسان بايد بهگونهاي باشد که تنها شامل جسم فيزيکي او شود، کلامي غيرعلمي است، و اعتباري ندارد.
٣. يکي از نتايجي که از شبهة بالا گرفته شده، آن است که «انسان احکام و خواصی دارد، و به تعبیر منطقیین عوارض ذاتی معینی دارد که اگر ما به آن عوارض ذاتی برسیم، علم انسان شناسی