آشنایی با قرآن 5 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
خدایی که فرزند داشته باشد خود آن خدا را باید انکار کرد . یک وقت هست ما میگوییم که اگر خدا فرزند داشته باشد من فرزندش را عبادت نمیکنم خودش را عبادت میکنم ، خود خدا را باید عبادت کرد . گیرم فرزند هم داشته باشد فرزندش را عبادت نمیکنم ولی خودش را عبادت میکنم . یک وقت آدم دست بالا را میگیرد و حرف درست این است : خدایی که فرزند داشته باشد من خودش را انکار دارم ، یعنی خدایی خدا با فرزند داشتن جور در نمیآید . این است که قرآن این امر را جزء اوصاف الهی ذکر میکند . همین طور که نمیتواند خدا ، خدا باشد و نیازمند باشد ، محال است خدا ، خدا باشد و جسم باشد ، محال است خدا ، خدا باشد و جاهل باشد ، محال است خدا ، خدا باشد و عاجز و ناتوان باشد ، همین طور محال است خدا ، خدا باشد و صاحب فرزند باشد . در سوره ( اخلاص ) میخوانیم : " « قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد »" . فرق میان " خلق " و " ایلاد " ( یعنی فرزند آوردن ) چیست ؟ خدا خالق جهان است ولی مولد و زاینده جهان نیست . زایش این است که از زاینده شیئی جدا میشود و بعد بزرگ میشود و پرورش پیدا میکند ، یعنی " زاییده شده " چیزی و جزئی از وجود زاینده است ، از وجود او بیرون میآید . پدر واقعا زاینده فرزند است ، چون نطفه از وجود او زایش میکند . مادر واقعا زاینده فرزند است چون فرزند از وجود او زایش میکند ، خارج میشود ، و در نتیجه پدر و مادر مجرای فرزند هستند . ولی خالق ، مبدع و ابتکار کننده است یعنی با اراده خودش مخلوق را انشاء میکند نه اینکه مخلوق را از وجود خودش بیرون میریزد . آن ، تخم گذاری است . اگر ما فکر کنیم که خالق مخلوق را از خودش بیرون میریزد در واقع قائل به تخم گذاری خالق شدهایم ! خالق ، خلقت را ابداع کرده است یعنی با اراده خودش مخلوق را انشاء میکند ، خلق میکند ،