الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٩ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
مورد نظر به زمان ديگرى است نمىتواند نشان دهندهء نزديكى زمان او باشد ، و كلماتى مانند « لعلّ » ( به معنى شايد ) كه نشانگر احتمال و عدم قطعيّت است و در مورد مخلوق خبر از وجود مانع يا موانعى براى حصول كارى مىدهد در مورد او چنين مفهومى را نمىرساند بلكه امر و ارادهء خدا قطعىّ الحصول است . و كلمهء « متى » ( كى ؟ ، چه زمان ؟ ) اگر چه در مورد خدا بكار مىرود ولى نشان دهندهء وقت معيّنى براى او نيست ، و بكار بردن كلمهء « زمان » در مورد او به اين معنى نيست كه خداوند مظروف است و در محدودهء زمان قرار گرفته است . و نيز كاربرد كلمهء « مع » ( به معنى « با » ) در مورد او به اين معنى نيست كه خداوند با چيزى قرين و همراه است . ادوات ، امثال خود را محدود مىسازد ، و آلات ، متناسب با امثال و نظائر خويش است ، و اينها ، نه در خداوند بلكه در ساير اشياء مؤثّرند ، ابتداء زمانى داشتن ، باعث شده است كه اشياء و موجودات قديم نباشند ، و قرب زمانى داشتن ، آنها را از ازلى بودن باز داشته ، و فقدان بعضى از حالات و صفات ، آنها را از كمال دور ساخته است ، افتراق و جدائى آنها دليل و نشانهء وجود جداكنندهء آنهاست ، تباين و تفاوت آنها نشانهء وجود تفاوت دهندهء آنهاست ، خالق اشياء ، توسّط آنها ، بر عقول آدميان تجلَّى كرده . و بوسيلهء آنها ، از چشمها پنهان گرديده است ، ملاك استدلال افكار در بارهء خداوند همين اشياء و موجوداتند ، در اشياء تغييرات را قرار داده و دليلشان بر اساس اشياء است ، اقرار به وحدانيّت خود را به سبب وجود اين اشياء به آنها الهام فرموده است .
تصديق و اقرار به خداوند عزّ و جلّ توسّط عقول و انديشه صورت مىپذيرد ، و با اقرار و اعتراف به خداوند ايمان كامل مىگردد ، تا معرفت نباشد ديانت كامل نمىشود ،