الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨٥ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
ما فكر كرديم مقصود حضرت ؛ هشام از اولاد عقيل است كه او را بسيار دوست مىداشت ، كه ناگاه هشام بن حكم وارد شد و او در آغاز روئيدن موى رخسار بود و همهء ما از او بزرگسالتر بوديم ، امام صادق عليه السّلام برايش جا باز كرد و فرمود : هشام با دل و زبان و دستش ياور ماست ، سپس فرمود : اى حمران با مرد شامى سخن بگو .
پس او وارد بحث شد و بر شامى غلبه كرد ، سپس فرمود : اى طاقى ( مؤمن الطَّاق أبو جعفر احول ) تو با او سخن بگو . او هم سخن گفت و غالب شد ، سپس فرمود : اى هشام بن سالم تو هم گفتگو كن ، او با شامى برابر شد و كارشان به تعارف كشيد و پيروز و غالبى نداشت ، سپس امام صادق عليه السّلام به قيس ماصر فرمود : تو با او سخن بگو ، او وارد بحث شد و حضرت از مباحثهء آن دو مىخنديد زيرا مرد شامى گير افتاده بود پس بمرد شامى فرمود : با اين جوان - يعنى هشام بن حكم - صحبت كن ، گفت : حاضرم ،