الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٧٥ - احتجاج حضرت حجّت امام قائم ، مهدى منتظر ، صاحب الزّمان - صلوات الله عليه و على آبائه الطَّاهرين
زيرا فردى كه جانشين علىّ باشد در ميان صحابه موجود است » ، چرا تو با اين كلام او را نقض نكردى كه : « مگر شما معتقد نيستيد كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : « خلافت پس از من سى سال است » و اين سى سال ؛ مدّت عمر خلفاى راشدين ( أبو بكر ، عمر ، عثمان و علىّ ) است ، زيرا اينان بنا بر اعتقادتان خلفاى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مىباشند ؟ زيرا گريزى جز گفتن آرى نداشت .
و اگر مطلب اين باشد كه أبو بكر خليفهء پس از او باشد بنا بر اين سه خليفهء بعدى نيز خليفهء امّت او هستند ، پس براى چه تنها يك خليفه ( أبو بكر ) را به غار برد و آن سه را نبرد ؟ پس بواسطهء ترك آن سه و تخصيص أبو بكر به همراهى خود آنها را خوار ساخته ، زيرا حقّ اين بود كه همان رفتارى كه با أبو بكر فرموده با ديگران نيز داشته باشد ، با اين كردار حقوقشان را ناچيز شمرده و دلسوزى را بر ايشان ترك گفته پس از آنكه بر آن حضرت واجب بود بنا بر ترتيب خلافتشان بر آنان همان كند كه در بارهء أبو بكر انجام داد [١] .
[١] يعنى چون مىدانست خليفهء پس از وى أبو بكر و عمر و عثمان و علىّ عليه السّلام خواهند بود بايد همهء ايشان را به غار مىبرد و بر جانشان مىترسيد ، و اين در مقام جدل است نه تأييد خصم .