الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩٥ - احتجاج امام رضا عليه السّلام در مطالبى مربوط به امامت و ويژگيهاى الهى آن و راه رسيدن به او ، و نكوهش افرادى كه انتخاب امام را جايز مىدانند ، و سرزنش غالبان در امامت ، و دستور توريه و تقيّه به شيعيان هنگام نياز به آن دو و حسن تربيت
آورد كه جز خدا بر آن قادر نيست ، اينها همه دلالت مىكند كه او معبود و خدا است ، و اينكه ميان ديگر مخلوقات محدث عاجز ؛ با صفات ايشان ظاهر شده با اين كار مردم را دچار اشتباه و تلبيس ساخته و آزموده تا بدو معرفت يابند ، و ايمانشان به او از سر اختيار از جانب خودشان باشد .
حضرت رضا عليه السّلام فرمود : أوّلين مطلب اينكه ايشان بركنار و جداى از اين مطلب نيستند كه فردى همين عقيده را بر ايشان برگردانده و بگويد : وقتى از او ( علىّ ) فقر و نادارى ظاهر مىشود دلالت مىكند : فردى كه اين صفات دارد و افراد ضعيف و نيازمند نيز مانند اويند ديگر عمل و كردار او معجزه نمىباشد ، پس از همين جا دريابند آنكه معجزات را ظاهر ساخته تنها از جانب قادر و توانايى است كه هيچ شباهتى به مخلوقين ندارد ، نه فعل محدث و پديده اى كه همانند ضعيفان در صفات ضعف و ناتوانى است ! ! .
٣١٥ - و نقل است كه مأمون در باطن ميل داشت كه امام رضا عليه السّلام در بحث با كسانى كه روبرو مىشود درمانده و عاجز شود و حريفش بر او چيره گردد ، هر چند در ظاهر غير اين را مىنمود ، پس گروهى از فقيهان و علماى أهل كلام نزد او گرد آمدند ، و در پنهان به ايشان گفته بود در بارهء مسألهء امامت با او بحث كنيد و محور بحث شما همين مطلب باشد ،