الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٤ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
فرمود : خدا را نود و نه نام است ، اگر هر نامى همان صاحب نام باشد بايد هر كدام از نامها معبودى باشد ، ولى خدا خود معنايى است كه اين نامها بر او دلالت كنند و همه غير خود او باشند ، اى هشام كلمهء « نان » نامى است براى خوردنى و كلمهء « آب » نامى است براى آشاميدنى و كلمهء « لباس » نامى است براى پوشيدنى ، و كلمهء « آتش » نامى است براى سوزنده ، اى هشام آيا طورى فهميدى كه بتوانى دفاع كنى و در مبارزه با دشمنان ما و كسانى كه همراه خدا چيز ديگرى پرستند پيروز شوى ، عرض كردم : آرى .
فرمود : اى هشام خدايت بدان سودت دهد و استوار دارد .
هشام گويد : از زمانى كه از آن مجلس برخاستم تا امروز كسى در مباحثهء توحيد بر من غلبه نكرده است .
٢١٧ - و باز از هشام نقل است كه گفت : در مصر فردى زنديق مىزيست كه سخنانى از حضرت صادق عليه السّلام به او رسيده بود ، روزى به مدينه آمد تا با آن حضرت مباحثه كند ؛ وى را نيافت ، گفتند به مكَّه رفته ، آنجا آمد ، ما با آن حضرت مشغول طواف بوديم كه به آن حضرت نزديك شده و سلام كرد ، حضرت پرسيد : نامت چيست ؟ گفت :
عبد الملك ( بندهء سلطان ) ، : كنيه ات ؟ : أبو عبد الله ( پدر بندهء خدا ) .