الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٢٣ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
و نامگذارى قرآن و شهادت به صدق و تصديق او از نام نهادن مردم اولى و سزاوارتر است .
و حال اينكه خود حضرت علىّ عليه السّلام بر منبر بصره گفته بود : منم صدّيق اكبر ، پيش از أبو بكر ايمان آورده و پيش از او پذيرفته و تصديق نمودم .
مردم گفتند : راست گفتى .
احول گفت : اى ابن أبى حذره ، سه چهارم دينت از دست رفت .
و امّا اينكه گفتى او آخرين نماز را بر مردم اقامه كرد ، فضيلتى براى صاحب و رفيقت قائل شدى كه آن را كامل نكردى ، زيرا آن مطلب به تهمت نزديكتر است تا به فضيلت ، زيرا اگر آن به امر پيامبر بود هرگز او را از اين نماز عزل نمىكرد ، مگر نمىدانى وقتى أبو بكر جلو ايستاد كه نماز بخواند پيغمبر رسيده او را عزل نمود و خود نماز را بر مردم اقامه فرمود ؟ ! و اين نماز از دو حال خارج نيست :
يا نيرنگى از جانب خود او بوده ، و هنگامى كه رسول خدا آن را دريافت با داشتن بيمارى با شتاب خود را رسانده او را از امامت جماعت كنار زد تا نكند پس از وفات آن حضرت بر امّت به اين كار احتجاج كند و جاى عذرى براى مردم باقى نماند .