الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩٢ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
مراد ( اراده شده ) نفى وجود « اراده » است ، زيرا اگر چيزى اراده نشود در واقع اراده اى وجود نداشته است ، ولى گاه مىشود كه علم وجود دارد ولى معلوم وجود ندارد .
[ مؤلَّف رحمه الله گويد : ] پس كار بحث بهمين منوال ادامه يافت ، و سليمان پيوسته مسأله را تكرار مىكرد و به آخر مىرسيد و از سر مىگرفت ، و منكر آنچه اقرار كرده بود مىشد ، و اعتراف به منكرات خود مىكرد ، و از شاخه اى به شاخهء ديگر مىپريد ، و حضرت رضا عليه السّلام همهء موارد را بر او نقض مىكرد ، تا اينكه كلام ميان آن دو به درازا كشيد ، و بر همگان چندين بار شكست سليمان روشن و مبرهن شد ، و ما در اينجا ادامهء بحث را به جهت رعايت طولانى شدن ترك مىكنيم ، بس كار بحث بدان جا كشيد كه :
سليمان گفت : اراده همان قدرت است .
امام فرمود : خداوند عزّ و جلّ بر آنچه اراده نكند هم قادر است ، و اين مطلب قطعى است ، چون خداوند فرموده : « اگر خواهيم هر آينه آنچه را به تو وحى كردهايم ببريم - إسرا : ٨٦ » ، و اگر اراده همان قدرت مىبود ، خداوند اراده كرده بود كه آن را ببرد ، چرا كه قدرت بر اين كار را داشت .