الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٨ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
از آنها بنه ، آنگاه بخوانشان تا شتابان سوى تو آيند ؛ و بدان كه خدا تواناى بىهمتا و داناى استواركار است - بقره ٢٦٠ » .
حضرت ابراهيم عليه السّلام نيز ، يك كركس ، يك طاوس ، يك مرغابى و يك خروس گرفته ، آنها را تكَّه تكَّه كرد و اجزاى آنها را با هم در آميخت و سپس هر بخشى از اين اجزاء مخلوط شده را بر هر كوهى از ده كوه اطراف قرار داد و آنگاه منقار آن را بدست گرفت و آنها را با نامشان صدا زد و مقدارى دانه و آب نزد خود قرار داد ، آن اجزاء به سوى يك ديگر پرواز كردند و بدنها كامل شد و هر بدنى بسراغ گردن و سر خود رفت و به آنها پيوست ، سپس ابراهيم منقار آنها را آزاد كرد و آنها پرواز كردند و سپس فرود آمدند و از آن آب نوشيدند و از آن دانهها برگرفتند و گفتند : اى پيامبر خدا ، تو ما را زنده كردى ، خدا تو را زنده بدارد .
ابراهيم گفت : بلكه خداوند زنده مىكند و مىميراند و اوست كه بر همه كار توانا است .
مأمون گفت : اى أبو الحسن خدا به شما بركت دهد ! حال در بارهء آيهء : « پس موسى او را مشتى زد و او بمرد ، [ آنگاه ] گفت : اين كار شيطان بود - قصص : ١٥ » توضيح بفرماييد .