الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠٥ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
در اين مورد داشت ، تا اينكه از برادرش زين العابدين معجزه اى ديد كه دلالت بر امامت آن حضرت مىكرد ، و ذكر آن در اين كتاب گذشت [١] .
پس همان گونه زيد اميد قائم مقامى برادرش امام باقر عليه السّلام را داشت ، تا اينكه شنيد از برادرش آنچه شنيد و ديد از برادرزاده اش امام صادق عليه السّلام آنچه ديد .
ديگر از آن موارد روايتى است كه :
٢٤٧ - از أبو بصير نقل است كه گفت : هنگام وفات امام باقر عليه السّلام آن حضرت فرزند خود امام صادق عليهما السّلام را خوانده و عهد را بدو سپرد ، پس برادرش زيد بدو گفت :
چرا در بارهء من همان كه در بارهء حسن و حسين عليهما السّلام رخداد اعمال نكردى ، اميد داشتم كه كار منكرى از تو سر نزند ! .
حضرت باقر عليه السّلام بدو فرمود : اى أبو الحسن ( كنيهء زيد ) ، امانات در مثال نمىآيند ، و نه عهود در رسوم ، و هر آينه آنها امورى است سابق و نوشته شده از حجّتهاى خداوند تبارك و تعالى ! . سپس آن حضرت جابر بن عبد الله انصارىّ را خوانده و فرمود :
[١] به ذيل خبر ١٨٥ ، همراه با شرحى از مرحوم علَّامهء مجلسىّ مراجعه فرماييد .