الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠٢ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
چون آن دو نفر آثار خشم را در چهرهء آن حضرت مشاهده كردند خارج شدند .
امام به من فرمود : اين دو را شناختى ؟ گفتم : آرى اينان أهل بازار ما هستند و از طايفهء زيديه مىباشند ، و آن دو فكر مىكنند كه شمشير رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نزد عبد الله بن - حسن است .
حضرت فرمود : خداى لعنتشان كند ، دروغ مىگويند ، بخدا كه عبد الله بن حسن هرگز آن را نديده ؛ نه با يك چشم و نه با دو چشمش ، پدرش هم آن را نديده ، جز اينكه ممكن است آن را نزد علىّ بن حسين ديده باشد ، اگر راست مىگويند چه علامتى در دستهء آنست ؟ و چه نشانه و اثرى در لبهء تيغ آنست ؟ همانا شمشير پيغمبر صلَّى الله عليه و آله نزد من است ، همانا پرچم و جوشن و زره و خود پيغمبر صلَّى الله عليه و آله نزد من است ، اگر راست مىگويند در زره پيغمبر صلَّى الله عليه و آله چه علامتى است ؟ همانا نزد من است پرچم ظفر بخش پيغمبر صلَّى الله عليه و آله ! نزد من است الواح و عصاى موسى ! ، نزد من است انگشتر سليمان بن داود ! نزد من است طشتى كه موسى قربانى را در آن انجام مىداد ! نزد من است آن اسمى كه پيغمبر صلَّى الله عليه و آله چون ( در كارزار جنگ ) آن را ميان مسلمين و كفّار مىگذاشت ؛ هيچ تيرى از كفّار به مسلمين نمىرسيد !