الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦٠ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
فرمود : حضرت إبراهيم عليه السّلام فقط گفت : « اگر سخن مىگويند ، از آنها بپرسيد » . اگر سخن مىگفتند پس بزرگشان انجام داده بود ، و گر نه انجام نداده بود ، پس سخن نگفتند ، و إبراهيم نيز كذب نگفت .
و نيز در داستان حضرت يوسف عليه السّلام از آيهء : « اى كاروانيان بىگمان شما دزدانيد - يوسف : ٧٠ » سؤال كرد .
فرمود : آنان يوسف را از پدرشان دزديده بودند ، مگر نمىبينى در ادامهء آمده :
« برادران يوسف گفتند : چه گم كردهايد ؟ گفتند : پيمانهء شاه را گم كردهايم - يوسف : ٧٢ و ٧٣ » ، و نگفت شما پيمانهء شاه را دزديدهايد ، تنها يوسف را از پدرش دزديده بودند .
پس در داستان إبراهيم از اين آيه سؤال شد كه : « پس با نگاهى به ستارگان در نگريست . و آنگاه گفت : همانا من بيزارم - صافات : ٨٨ و ٨٩ » فرمود : إبراهيم مريض نبود ، و دروغ هم نگفت ، تنها مرادش اين بود كه بيمار دين هستم ، يعنى : جستجوگرم .
٢٢٩ - عبد المؤمن انصارىّ گويد : به امام صادق عليه السّلام گفتم : گروهى حديثى از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نقل كردهاند كه فرموده : « اختلاف امّت من رحمت است » ، نظر شما چيست ؟
فرمود : راست گفتهاند .