الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٦ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
٢٤٠ - از عبد الكريم بن عتبه نقل است كه گفت : روزى در مكَّه نزد امام صادق عليه السّلام بودم كه گروهى از معتزله نزد آن حضرت آمدند ، در ميانشان عمرو بن عبيد بود و واصل بن عطاء و حفص بن سالم و جماعتى از رؤوسايشان ، و اين زمانى بود كه وليد ( خليفهء بنى مروان ) به قتل رسيده و ميان أهل شام اختلاف افتاده بود ، پس اين گروه به سخن پرداخته و خطبه خواندند و كلام را به درازا كشاندند .
پس آن حضرت عليه السّلام بديشان فرمود : سخن بسيار گفتيد و كلام را طولانى ساختيد ، يكى از ميان خود انتخاب كنيد تا با همان حجّت شما با كلامى موجز سخن گويد .
پس عمرو بن عبيد انتخاب شده و مطلب را با اطناب در كلام رساند ، و از مطالبى كه گفت يكى اين بود :
أهل شام خليفهء خود را كشتند ، و خدا برخى از ايشان را بدست ديگرى مضروب ساخت و كارشان را به اختلاف و تشتّت كشاند ، در اين موقعيّت ما مردى را يافتيم كه برخوردار از دين و عقل و جوانمردى و معدنى براى خلافت است ، او كسى نيست جز محمّد ابن عبد الله بن حسن ، و قصد آن داريم بر او گرد آمده و بيعت كنيم ، سپس كار خود را با او ظاهر كنيم ، و مردم را بسويش بخوانيم ، پس هر كه با او بيعت كرد ما با اوييم و او از ما است ،