الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٣٤ - احتجاج حضرت علىّ بن محمّد عسكرىّ عليهما السّلام در قسمتى از توحيد و جز آن از علوم مربوط به دين و دنيا بر مخالف و موافق
گردد ، وى ببيند آنچه آورده خلاف چيزى است كه دستورش داده ، پس غلام [ در جواب اربابش كه چرا از دستورم تخلَّف ورزيدى اين گونه پاسخ ] مىگويد : من تكيه بر اختيار امرى نمودم كه به من داده بودى ، پس در اين راه به پيروى از هوى و خواستهء خود رفتم ، زيرا فرد مختار بلا مانع است زيرا جمع تفويض و تحظير محال است .
سپس آن حضرت عليه السّلام فرمود : بنا بر اين هر كه پندارد كه خداوند پذيرش امر و نهى خود را به بندگان سپرده و تفويض فرموده با اين كار براى حضرت حقّ اثبات عجز نموده و پذيرش هر عملى از خير و شرّ را بر او ايجاب كرده و امر و نهى خداوند را باطل كرده است .
سپس وجود مبارك حضرت محمّد بن علىّ هادى عليه الصّلاة و السّلام فرمود :
بتحقيق اعتقاد من اين است كه خداوند مردم را با قدرت خود آفريده ، و نيرويى بديشان بخشيده تا با آن او را با رعايت امر و نهى پرستش و اطاعت كنند و خود خداوند اين را براى ايشان پسنديده ، و آنان را از معصيت خود بازداشته و گناهكاران را نكوهيده و بر آن مجازات مىكند و اختيار در امر و نهى ؛ با خدا است ، آنچه خواهد انتخاب كرده و بدان فرمان دهد ، و از هر آنچه ناپسند دارد بازداشته و كيفر كند ، بجهت همان قدرتى كه به بندگان خود داده تا از دستوراتش پيروى ؛ و از نافرمانيش اجتناب كنند ، زيرا او خود عدل است و انصاف و حكومت از او است ، و حجّت خود را با نماياندن عذر و ترساندن از عواقب كار تمام كرده ، و انتخاب با او است ، هر يك از بندگانش را كه بخواهد بر مىگزيند ،