الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦١ - احتجاج امام حسن عليه السّلام با معاويه در اينكه پس از پيامبر صلَّى الله عليه و آله چه كسى شايستهء مقام امامت بود
كه بر اين مسند تكيه زدند ، و اين سنّت زشت را براى تو به ارمغان گذاشتند ، اكنون سخنى را بر زبان رانم كه تو در خور آن نيستى ، لكن براى اين مىگويم كه فرزندان پدرم در اين جمع آن را بشنوند :
بىشكّ مردم در زمان رسول گرامى اسلام بر امور بسيار كه خير و رضاى حضرت حقّ در آن بود شركت نمودند بىآنكه ميانشان هيچ اختلاف و تنازع و جدايى باشد ، يكى شهادت بر كلمهء طيّبهء « لا إله إلَّا الله » ، و ديگر « محمّد رسول الله و عبده » و اداى نمازهاى پنجگانه ، و پرداخت زكات واجب ، و گرفتن روزهء ماه رمضان ، و انجام حجّ خانه ، و امور بسيارى كه در طاعت خداوند بود كه شمارش آنها را فقط خدا مىداند ، و اجماع كردند بر تحريم زنا و شرب خمر و سرقت و كذب و قطع رحم ، و خيانت و موارد بسيارى از معاصى خداوند كه شمارش را جز خدا كسى نداند .
و بر سر اختلاف سنّتهايى جنگيدند و بگروههاى مختلفى متفرّق شدند كه هر كدام ديگرى را لعن و از ديگرى تبرّى و بيزارى مىجست - و آن كلمهء « ولايت » بود و بر سر آن به جنگ برخاستند كه : ما احقّ و اولى به امر ولايت و خلافتيم - جز فرقه اى كه تبعيّت كتاب خدا و پيروى سنّت پيامبر را نمود ، پس هر كه مطابق رفتار أهل قبله - كه اجماعى است - عمل كند