الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٦٥ - احتجاج امام باقر عليه السّلام در موضوعاتى مربوط به اصول و فروع
و خواهرانتان - تا : و زنان آن پسرانتان كه از پشت شما باشند - نساء : ٢٣ » ، پس اى أبو الجارود از ايشان بپرس آيا براى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله حلال و جايز است كه با زنان پسرانش نكاح نمايد ؟ پس اگر گفتند : آرى ، بخدا سوگند كه دروغ گويند ، و اگر گويند : نه ، پس آن دو بزرگوار پسران رسول خدا صلَّى الله عليه و آله هستند ، و چيزى جز همان صلب و پشت موجب حرمت بر او نشده است .
٢٠٥ - و از أبو حمزهء ثمالى از أبو الرّبيع نقل است كه گفت : در همان سالى كه هشام بن - عبد الملك آهنگ حجّ نمود همراه با امام باقر عليه السّلام به حجّ رفتم ، و نافع از مولى عمر بن - خطَّاب [٢] همراه هشام بود ، ناگاه چشم نافع در ركن خانه به امام باقر عليه السّلام افتاد كه مردم زيادى گرد او جمع شده بودند ، پس به هشام گفت : اى أمير مؤمنان اين فرد كه مردم اطرافش ازدحام كردهاند كيست ؟
[٢] وى نافع بن سرجس از موالى عبد اللَّه بن عمر بن الخطَّاب از ديلميان بوده و تابعىّ و ساكن مدينه مىباشد ، و أهل سنّت اخبار زيادى را از او نقل كرده و بيشتر رواياتش از عبد اللَّه ابن عمر مىباشد ، و نزد اينان از ثقات بشمار مىآيد ، و او فردى ناصبى مذهب و خبيث و معاند أهل بيت عليهم السّلام مىباشد ، و از اخبار ما اين گونه ظاهر مىشود كه عقيدهء او نزديك به رأى خوارج است . ( نقل از مرآة العقول )