الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٠٧ - احتجاج امام أبو جعفر ثانى محمّد بن علىّ عليهما السّلام در انواع مختلف از علوم دينى و مذهبى
و هر چيز كه ناقص و كاست باشد قديم نباشد و چيزى كه قديم نيست عاجز است ، پس ربّ و خداى ما - تبارك و تعالى - شبه و مانند آنها نيست ، و عارى از هر ضدّ و ندّ ( شريك ) و كيفيت و نهايت و تبديلى است ، بر دلها و قلوب حرام است كه او را حمل كند ( يا : حرام است او را تشبيه كند ) و اينكه اوهام او را محدود سازد و اينكه ضمائر او را به تصوير كشد ، چه ذات اقدس الهى أجلّ و أعزّ از ادات و ابزار خلق او ، و نشانههاى مخلوق او است ، برتر است از آنچه مىگويند برترى بزرگ .
٣٢٢ - ريّان بن شبيب گويد : وقتى مأمون خواست دخترش امّ الفضل را به عقد ازدواج حضرت جواد عليه السّلام درآورد جماعت عبّاسيّون با خبر شده و بر آنان بسيار گران آمد و از اين تصميم سخت ناراحت شده و ترسيدند كار آن حضرت به همان جا كشد كه كار پدرش امام رضا عليه السّلام انجاميد ، و منصب ولايتعهدى مأمون به او و بنى هاشم انتقال يابد ، از اين رو با هم گرد آمده و در اين مهمّ به بحث پرداختند و نزديكان فاميل مأمون نزد او آمده و گفتند : اى أمير المؤمنين ، شما را به خدا سوگند كه از اين تصميمى كه در بارهء تزويج ابن الرّضا گرفته اى صرف نظر كنى ، زيرا ما در هراسيم نكند منصبى كه خدا بما داده از دستمان خارج شود ، و شما با اين كار لباس عزّتى كه خدا بما پوشانده از دستمان درآورى ،