الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٤ - احتجاج امام سجّاد عليه السّلام بر يكى از شاميان در بدء ورود او و همراهانش بر يزيد بن معاويه - لعنه الله
« احتجاج امام سجّاد عليه السّلام بر يكى از شاميان » « در بدء ورود او و همراهانش بر يزيد بن معاويه - لعنه الله - » ١٧٢ - از ديلم بن عمر نقل است كه گفت : هنگامى كه اسيران آل محمّد صلَّى الله عليه و آله را به شام آوردند من آنجا بودم ، پس آنان را بر پلَّكان مسجد كه هميشه جاى اسيران بود بر پاى داشتند و در ميانشان علىّ بن حسين عليهما السّلام بود ، پس پيرمردى شامى نزد ايشان آمده و گفت : سپاس خداى را كه شما را كشت و هلاك ساخت و شاخ فتنه را بريد ! ، و از ناسزا گفتن چيزى فرونگذارد . چون سخن او به آخر رسيد حضرت بدو گفت : من سكوت كردم تا سخنت به پايان رسيد و آنچه در دل از عداوت و كينه داشتى اظهار نمودى ، پس تو نيز همچو من كه برايت سكوت نمودم خاموش باش . پيرمرد شامى گفت : بگو .
حضرت فرمود : آيا قرآن خوانده اى ؟ گفت : آرى . فرمود : تا حال به اين آيه برخورده اى : * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) * [١] ؟ گفت : آرى .
[١] شورى : ٢٣ .