الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٠ - احتجاج امام سجّاد عليه السّلام در موارد مختلفى از علوم دينى و ذكر يكى از مواعظ نيكو و بليغ آن حضرت
١٨٥ - از امام باقر عليه السّلام نقل است كه گفت : وقتى حسين بن علىّ عليهما السّلام به شهادت رسيد ، محمّد ابن حنفيّه كسى بدنبال امام سجّاد فرستاده و با او خلوت نموده و گفت :
اى پسر برادر ، تو خود مىدانى كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله وصيّت و امامت پس از خود را به علىّ بن ابى طالب عليه السّلام نهاد ، سپس به حسن ، و بعد هم به حسين عليهما السّلام ، حال پدرت عليه السّلام به شهادت رسيده و بر كسى وصيّت نكره ، و من عموى تو و هم ريشهء توام ، و من در اين سنّ و قدمت از تو در اين سنّ جوانى به آن مقام شايسته ترم ، پس در مسألهء وصيّت و امامت با من منازعه و مخالفت مكن ! .
حضرت علىّ بن الحسين عليهما السّلام بدو گفت : اى عمو ، رعايت تقواى الهى را نموده و ادّعاى چيزى كه حقّ تو نيست را مكن ، من تو را موعظه مىكنم كه از بىخبران نشوى ، اى عمو ، بدرستى كه پدرم - صلوات خدا بر او باد - پيش از آنكه آهنگ عراق را كند به من وصيّت نمود و ساعتى پيش از شهادت با من در اين باره عهد بست ، و سلاح رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نزد من است ، پس متعرّض آن مشو و گر نه مىترسم عمرت كوتاه شده و حالت دگرگون و پراكنده شود ، و بىشكّ خداوند تبارك و تعالى عهد فرموده كه