الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٧٥
مفقود است ، و اين عمل از ايشان نه براى تقيّه است و نه براى سالم ماندن ، چرا كه عمل تقيّه در مورد اينان است نه خودشان ، و نه براى خوف است و نه به جهت سلطه ، و هر خوف و ترسى تنها از خود آنان است ، در اين ميان هيچ دليلى باقى نمىماند جز داعى دين ( خواننده به سوى دين ) ، و اين امر غريب و شگفتانگيزى است كه در مانند آن هيچ چيزى جز مشيّت و خواست خداوند نفوذ ندارد ، و نيرو و قدرت قادر قهّارى كه هر مشكلى را از ميان بر مىدارد ، و همه سر تعظيم به خواست و فرمان او مىدارند .
و كسى كه متوجّه اين مزيّت نشده يا خود را به نفهمى مىزند يا ديده فرو مىبندد با اينكه آن را مىبيند شايسته نيست بگويد : دليل تعظيم مردم غير شيعى براى اين افراد آن طور نيست كه شما بدان باليدهايد و آن را بزرگ داشته و خارق عادت و خروج از مسائل طبيعى مىدانيد ، بلكه مطلب اين است كه چون اين حضرات از عترت پيامبر صلَّى الله عليه و آله هستند و هر كه خود پيامبر را بزرگ مىدارد ناچار بايد عترت و أهل بيت آن حضرت را نيز تعظيم و تكريم نمايد ، و چون زهد و ترك دنيا و عفّت و علم نيز به مسألهء عترت اضافه شود بر اجلال و بزرگداشت اين حضرات به جهت زياد شدن اسباب مىافزايد .
و پاسخ به اين شبههء ضعيف : اين است كه ديگر از اقوام ايشان عليهم السّلام در نسب و