الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٨١ - احتجاج امام رضا عليه السّلام در مطالبى مربوط به امامت و ويژگيهاى الهى آن و راه رسيدن به او ، و نكوهش افرادى كه انتخاب امام را جايز مىدانند ، و سرزنش غالبان در امامت ، و دستور توريه و تقيّه به شيعيان هنگام نياز به آن دو و حسن تربيت
چيزى از اسرار او فهميده شود يا كسى قائم مقام و نايب او شود ؟
نه ، از كجا ؟ و چطور چنين چيزى ممكن است در حالى كه او بمانند ستاره ؛ از دسترسى دستيازان و شرح واصفان بدور و برتر است ، اين مقام تا چه اندازه از اختيار و خرد مردم فاصله دارد و كجا چنين مقامى يافت مىشود ؟ ! آيا پنداشتهاند كه اين مقام جز در آل پيامبر عليهم السّلام يافت شود ؟ بخدا سوگند خودشان خود را دروغگو شمردند ، و آرزوهاى باطل ؛ سست و ضعيفشان ساخته زيرا به پرتگاهى بلند و سخت و به منزلى لغزنده پا نهادهاند كه سرانجام قدمهايشان لرزيده و به گودال درافتند ، و به عقول سرگردان و ناقص و آراى گمراه كنندهء خود امامى را برگزينند كه جز دورى و گمراهى بر آنان نيفزايد ، خدا ايشان را بكشد ، تا كى نسبت ناروا مىدهند ؟ حال آنكه سختى را طلب كردند و سخن دروغ بر زبان راندند و به ضلالت و گمراهى عميقى درافتادند و در سرگردانى و حيرتى واقع شدند ، زيرا كه از روى بصيرت ؛ امام را ترك كردند و شيطان اعمالشان را آراست و آنان را از سبيل الهى بازداشت در حالى كه مستبصر بودند ، از اختيار خدا و رسول روى برتافتند و به سوى اختيار خود روى آوردند در