الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٤٧ - احتجاج أبو إبراهيم موسى بن جعفر عليهما السّلام بر مخالفين در موضوعات مختلف
ابن جعفر ؛ آيا اين مملكت دو خليفه دارد كه نزد هر كدام مالياتى جداگانه گرد آيد ؟
گفتم : يا أمير المؤمنين ، شما را به خدا قسم مبادا گناه مرا بر دوش كشى و سخنان ياوه اى كه عليه ما گفته مىشود را از دشمنان قبول كنى ، شما خوب مىدانى كه از زمان وفات رسول خدا صلَّى الله عليه و آله تا حال ، بر ما دروغ بسته و به ما افتراء زدهاند ، اكنون اگر به حرمت نسبت قوم و خويشى كه داريم اجازه دهى حديثى از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را كه از پدرانم بمن رسيده برايت نقل مىكنم ، هارون گفت : اجازه مىدهم ، آن حضرت نيز با اتّصال سند به پدرانش گفت : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمودهاند : « هر گاه دو خويشاوند يك ديگر را لمس كنند ، حسّ خويشاوندى به هيجان آمده و بيدار مىشود » ، حال ، قربانت گردم ، تو نيز دستت را به دست من بده ! گفت : نزديكتر بيا ، نزديك شدم ، او دستم را گرفته سپس مرا در بر گرفت و زمانى در آغوش خود نگاه داشته سپس رها ساخت و گفت : موسى ! بنشين ، راحت باش ، مسأله اى پيش نيامده . من در چشمانش نگريستم ديدم پر از اشك شده سپس به خود آمدم ، هارون گفت : تو و جدّ بزرگوارت راست گفتيد ، خون و رگهايم چنان به جوش آمد