الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٠ - قضيّهء مفاخره و مباهات امام حسن مجتبى عليه السّلام - بر معاويه و مروان و مغيرة بن شعبه و وليد بن عقبه و عتبة بن أبى سفيان
امام حسن عليه السّلام فرمود : آرى ؛ خرما را باد نفخ و رشد دهد ، و گرما پخته اش كند ، و شب ؛ سرد و تازه و معطَّرش نمايد .
سپس آن حضرت به ادامهء سخن پرداخته و فرمود :
منم فرزند مستجاب الدّعوه ، من فرزند شافع فرمانروا ، من فرزند كسى كه نخست فرد است كه خاك از سر خود فرو ريزد ( پيش از همه از قبر برخيزد ) ، منم فرزند كسى كه درب بهشت را مىكوبد و آن باز مىشود ، منم فرزند كسى كه فرشتگان همراه او جنگ كردند ، و غنيمت بر او مباح شد ، و با ترس از مسير يك ماه يارى شد .
پس آن حضرت در اين كلام بسيار مذكور فرمود و پيوسته تا آنجا ادامه داد كه دنيا بر سر معاويه تيره و تار شد ، و آن حضرت را همه و همه شناختند ، سپس از منبر فرو آمد .
معاويه گفت : اى حسن تو اميد به خلافت داشتى ، ولى در خور آن نيستى ! .
امام حسن عليه السّلام فرمود : امّا خليفه ؛ كسى است كه مطابق سيره و روش رسول خدا صلَّى الله عليه و آله عمل نموده و بر طاعت خداوند رفتار نمايد ، و خليفه آن نيست كه راه جور و بيداد را پيش گرفته و سنن نبوىّ را تعطيل نموده و دنيا را پدر و مادر خود بداند ، لكن آن