الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٢٣ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
گفتم : او قصد آزمودن شما را دارد ، و كار نامطمئنّ و خطرناكى كرده است ، حضرت فرمود : چطور ؟ گفتم : متكلَّمين و أهل بدعت ؛ مثل علما نيستند ، چون عالم ؛ مطالب درست و صحيح را انكار نمىكند ، ولى ايشان همه ؛ أهل انكار و مغالطهاند ، اگر بر اساس وحدانيّت خدا با ايشان بحث كنيد ، خواهند گفت : وحدانيّتش را ثابت كن ، و اگر بگوئيد :
محمّد صلَّى الله عليه و آله رسول خدا است ، مىگويند : رسالتش را ثابت كن ، سپس مغلطه مىكنند ، و باعث مىشوند خود شخص ؛ دليل خود را باطل كند و دست از حرف خويش بردارد ، قربانت گردم ، از ايشان بر حذر باشيد و خود را مواظبت كنيد ! .
حضرت ضمن تبسّمى فرمود : اى نوفلىّ ، آيا ترس آن دارى ايشان دلائل مرا باطل كرده و مجابم سازند ؟ ! گفتم : نه بخدا ، در بارهء شما چنين هراسى ندارم و اميدوارم خداوند شما را بر ايشان پيروز فرمايد .
فرمود : اى نوفلىّ ، مىخواهى بدانى مأمون چه وقت از اين كار پشيمان خواهد شد ؟
گفتم : آرى ،