الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٤ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
و نمونه هايى از جهات او را كه دليل خوبى او خواهد بود ببينى !
مأمون نيز حضرت را فراخواند ، آنان گفتند : اى ابو الحسن ! به منبر برو و ما را راهنمايى كن تا خداوند را بطور صحيحى شناخته و بر اساس آن عبادت نماييم .
حضرت به منبر رفته ، و سر به زير داشته و بىآنكه سخنى گويد مدّتى به همان حال جلوس نمود ، سپس حركتى كرده از جاى برخاسته و راست ايستاده و پس از حمد و ثناى الهى و صلوات بر پيامبر اكرم و أهل بيتش فرمود :
مرحلهء نخست در عبادت خدا ، شناخت و معرفت اوست ، و اساس و پايهء معرفت خداوند توحيد و يگانگى اوست ، و اساس و قوام توحيد اين است كه صفات را از ذات خداوند منتفى بدانيم ، زيرا عقل انسان خود شهادت مىدهد كه هر چه كه از صفت و موصوفى تركيب شده باشد ، مخلوق است ، و هر مخلوقى نيز خود گواهى مىدهد كه خالق و سازنده اى دارد كه نه صفت است و نه موصوف ، و هر صفت و موصوفى پيوسته بايد با هم همراه باشند ، و همراهى دو چيز باهم ، علامت حادث بودن آنها است ، و حادث بودن هم با ازلى بودن منافات دارد ، پس كسى كه بخواهد ذات خدا را با تشبيه نمودن او به مخلوقاتش بشناسد ، در واقع خدا را نشناخته است ، و كسى كه بخواهد كنه ذات خدا را دريابد ، در واقع قائل به توحيد نيست ، و كسى كه براى او مثل و مانند قائل شود ، به حقيقت او آگاهى نيافته ،