الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٢ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
بياموزد ، آنچنان كه اگر اين تجربه و آزمايش نبود ، هيچ نمىدانست ، چون كسى كه چنين باشد جاهل است ، و خداوند تبارك و تعالى از ازل به آنچه مىخواسته خلق كند خبير و آگاه بوده ، امّا در ميان مردم به كسى خبير گفته مىشود كه جاهل باشد ولى در صدد يادگيرى و آگاهى يافتن برآيد . در اين مورد نيز اسم ما و خدا مشترك است ولى معناى آن متفاوت .
و امّا ظاهر ، به اين معنى نيست كه با سوار شدن بر اشياء و نشستن بر آنها ، از آنها بالا رفته است بلكه به اين خاطر به او ظاهر گفته مىشود كه بر همه چيز چيره و قاهر است و بر همه چيز غلبه يافته و نسبت به همه چيز قادر است ، مثلًا گفته مىشود « بر دشمنان خود پيروز شدم » ، و « خداوند مرا بر دشمنم پيروز گردانيد » ، در اينجا منظور از ظهور ، فتح و غلبه است و ظهور خدا بر اشياء نيز اين گونه مىباشد .
و صورت ديگرى نيز براى ظهور خداوند وجود دارد و آن اينكه : او براى هر كس كه او را بخواهد ظاهر و هيچ چيز بر خدا پوشيده نيست ، و تدبير هر چه ديده مىشود به دست اوست ، پس چه ظاهرى از خداوند ظاهرتر و آشكارتر است ؟ زيرا تو ، به هر كجا روكنى ، مصنوعات و مخلوقات او را مىبينى ، و در وجود خودت ، آثارى از او هست كه تو را بىنياز مىسازد ،