الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٧٥ - احتجاج امام باقر عليه السّلام در موضوعاتى مربوط به اصول و فروع
فرمود : به احاديثى كه روات از پدرانشان نقل كرده و نزد تو موجود است نيك بنگر .
راوى گويد : سپس نسب اينان را بر شمرد ، و فرمود : اى سالم ، آيا اين خبر بتو رسيده كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در روز خيبر سعد بن معاذ را با رايت انصار به ميدان فرستاد ولى شكست خورده بازگشت ، سپس عمر بن خطَّاب و او را با رايت مهاجرين و انصار گسيل داشت و اين بار سعد مجروح بازگشت و عمر نيز با تمام افرادش دچار ترس و هراس شد ، در اينجا بود كه پيامبر فرمود : « اين بود كار مهاجر و انصار » ، تا اينكه آن را سه بار تكرار كرد ، سپس فرمود : « فردا اين رايت را بدست كسى خواهم داد كه بىهيچ فرار و گريزى دائماً به قلب دشمن مىزند ، خدا و رسول را دوست دارد و محبوب آن دو است » ! .
راوى گويد : سالم و همراهانش همگى اين مطالب را تأييد نموده و گفتند : آرى .
امام باقر عليه السّلام فرمود : اى سالم ، اگر معتقد باشى كه خداوند او را دوست داشته ولى از كارى كه مىكند بىخبر باشد ؛ كافرشده اى ، و اگر بگويى كه خداوند او را دوست دارد و مىداند چه مىكند ، ديگر چه جايى براى احداث و بدعتهاى علىّ باقى مىماند ؟ ! سالم گفت : اين مطلب را دوباره برايم تكرار كن ! . آن حضرت تكرار نمود ، سالم [ پس از اينكه متوجّه خطايش شد ] گفت : هفتاد سال خدا را به گمراهى مىپرستيدم ! .