الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩٧ - احتجاج امام رضا عليه السّلام در مطالبى مربوط به امامت و ويژگيهاى الهى آن و راه رسيدن به او ، و نكوهش افرادى كه انتخاب امام را جايز مىدانند ، و سرزنش غالبان در امامت ، و دستور توريه و تقيّه به شيعيان هنگام نياز به آن دو و حسن تربيت
ايشان اوّلى است كه گفته است : من بر شما ولايت يافتم ولى بهترين شما نيستم ، و آنكه پس از وى بود در باره اش گويد كه بيعت با خليفهء أوّل اشتباه و خطا بود ، هر كه بمانند اين كار را پس از آن تكرار كند او را بكشيد ، قسم بخدا نپسنديد و راضى نبود براى فردى كه عمل ايشان را تكرار نمايد مگر به قتل و كشته شدن ! پس آنكه بهترين مردم نيست - در حالى كه بهترى وجود ندارد مگر به صفات و ويژگيهايى كه يكى از آنها علم است و يكى جهاد و كوشش و ديگر فضائل و آنها در او نبود - و هر كس بيعت با او به امامت ؛ لغزش و اشتباه باشد كه موجب كشتن كسى باشد كه مانند آن را ترك نمايد ، چطور امامت چنين فردى براى ديگران مورد قبول باشد و وضع او اين باشد ؟ آنگاه خود او روى منبر گفت : مرا شيطانى است كه بر من عارض مىشود هر گاه او از طريق مستقيم مرا به كجى كشانيد شما مردم مرا براه راست آوريد ، هر گاه خطائى از من سر زد مرا راهنمايى كنيد ، بنا بر اين اينان بنا به قول خودشان امام نيستند ، چه صادق باشند چه كاذب ! يحيى ديگر هيچ پاسخى براى گفتن نداشت . پس مأمون از كلام آن حضرت شگفت زده شده و گفت : اى أبو الحسن در روى زمين كسى نيست كه اين طور نيكو سخن گويد جز شخص شما ! .
٣١٦ - آن حضرت فرموده : بهترين توشه اى كه شخص دانشمند دوستدار ما براى