الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧٧ - احتجاج امام رضا عليه السّلام در مطالبى مربوط به امامت و ويژگيهاى الهى آن و راه رسيدن به او ، و نكوهش افرادى كه انتخاب امام را جايز مىدانند ، و سرزنش غالبان در امامت ، و دستور توريه و تقيّه به شيعيان هنگام نياز به آن دو و حسن تربيت
نيز ؟ گفت : پيمان و عهد من به ستمكاران نرسد - بقره : ١٢٤ » ، در نتيجه اين آيه ؛ امامت و پيشوايى هر ظالم و ستمكارى را تا روز قيامت باطل ساخت ، و امامت در افراد برگزيده قرار گرفت و مختصّ ايشان شد . سپس خداوند با قرار دادن امامت در نسل برگزيدگان و پاكان آن را گرامى داشته و فرمود : « و او را [ پسرى چون ] اسحاق بخشيديم و [ فرزندزاده اى چون ] يعقوب را به فزونى داديم ، و همه را نيكوكاران و شايستگان گردانيديم . و ايشان را امامانى قرار داديم كه به فرمان و دستور ما راه نمايند ، و به آنان كارهاى نيك كردن و برپا داشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم ، و آنان نيز به عبادت ما پرداختند - انبياء : ٧٢ و ٧٣ » ، پس پيوسته امامت به همين ترتيب در نسل و فرزندان او بود ، و يكى پس از ديگرى قرن به قرن به ارث مىبرد تا اينكه سرانجام پيامبر اسلام صلَّى الله عليه و آله آن را به ارث برد ، و خداوند فرمود : « براستى نزديكترين مردم به ابراهيم آنانند كه او را پيروى كردند و اين پيامبر و آنان كه [ به اين پيامبر ] ايمان آوردهاند و خداوند ولىّ و سرپرست أهل ايمان است - آل عمران : ٦٨ » .
پس امامت تنها اختصاص بدو يافت و او آن را بفرمان خدا بروشى كه خود واجب كرده است بر عهدهء علىّ عليه السّلام نهاد ، و از آن پس امامت در فرزندان برگزيده اش ؛ آنان كه