الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٦ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
فرمود : شگفتا از تو كه نه به مشرق رسيدى و نه به مغرب ، نه به زمين فرو شدى و نه به آسمان بالا رفتى و نه از آن گذشتى تا بدانى پشت سر آسمانها چيست و با اين حال آنچه را در آنها است منكر گشتى ، مگر عاقل چيزى را كه نفهميده انكار مىكند ؟ ! ! زنديق گفت : تا حال كسى غير شما با من اين گونه سخن نگفته بود ، امام فرمود : بنا بر اين تو در اين موضوع شكّ دارى كه شايد باشد و شايد نباشد ! گفت : شايد چنين باشد . امام فرمود :
اى مرد ، كسى كه نمىداند بر آنكه مىداند برهانى ندارد ، نادان را حجّتى نيست ، اى برادر مصرى از من بشنو و درياب كه ما هرگز در بارهء خدا شكّ نداريم ، مگر خورشيد و ماه و شب و روز را نمىبينى كه به افق درآيند ، و از هم سبقت بجويند ، مىروند و مىآيند و در اين عمل ناچار و مجبورند و مسيرى جز مسير خود ندارند ، اگر نيروى رفتن دارند پس چرا بر مىگردند ؟ و اگر مجبور و ناچار نيستند چرا شب روز نمىشود و روز شب نمىگردد ؟ اى برادر مصرى بخدا آنها براى هميشه به ادامهء وضع خود ناچارند .