الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٧٦ - احتجاج امام باقر عليه السّلام در موضوعاتى مربوط به اصول و فروع
٢١٠ - از أبو بصير نقل است كه گفت : روزى مولايم امام باقر عليه السّلام ميان گروهى از دوستان و اوليايش در حرم نشسته بود ، كه ناگاه طاوس يمانىّ با جماعتى از أصحاب خود مقابل آن حضرت آمده و به امام عليه السّلام گفت :
اجازهء پرسش مىدهيد ؟ فرمود : آرى بپرس . گفت : چه وقت يك سوم مردم مردند ؟
فرمود : اشتباه كردى اى شيخ ، خواستى بپرسى چه وقت يك چهارم مردم مردند ؟
و آن روزى بود كه قابيل هابيل را كشت ، آن روز چهار نفر بودند : آدم و حوّاء و قابيل و هابيل ، و با كشته شدن هابيل يك چهارم مردم مردند .
گفت : آرى صحيح گفتى و من اشتباه كردم ، پس كداميك از اين دو ( هابيل يا قابيل ) پدر مردم است ؛ قاتل يا مقتول ؟ فرمود : هيچ كدام ، بلكه پدر مردم ؛ شيث پسر آدم عليه السّلام است .
گفت : براى چه نام آدم ؛ آدم شد ؟ فرمود : زيرا طينت و گل او از اديم ( پوست ) زمين زيرين بالا آمد .