الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٢٩ - احتجاج حضرت علىّ بن محمّد عسكرىّ عليهما السّلام در قسمتى از توحيد و جز آن از علوم مربوط به دين و دنيا بر مخالف و موافق
فرمود : « مگر خشنود نمىشوى كه منزلت تو نزد من همچون منزلت هارون نزد موسى باشد جز آنكه پس از من ديگر پيامبرى نخواهد بود » ، پس ما نيز دريافتيم كه قرآن به تصديق اين اخبار و روشن شدن اين شواهد گواهى داده ، پس امّت ملزم به اقرار آن شدند چرا كه اين اخبار موافق با قرآن است ، و قرآن نيز با آن احاديث سازگار و موافق مىباشد ، پس هنگامى كه قرآن و اخبار را هر كدام موافق و مؤيّد و دليل ديگرى يافتيم ديگر اقتداى به اين احاديث بر همه فرض و واجب است و جز أهل عناد و فساد به آن تعدّى و بىاحترامى نمىكند .
سپس حضرت هادى عليه السّلام فرمود : و مراد و قصد اصلى ما سخن در بارهء جبر و تفويض و شرح و بيان آن دو بود ، و نظر ما از آنچه در مقدّمه گفتيم تنها بيان اتّفاق و همراهى قرآن و حديث بود كه هر گاه با هم متّفق باشند دليل و راهنماى ما در قصد اصلى ما و نيرويى در بيان مطالبى كه مىگويم به خواست خدا خواهند بود .
فرمود : مسألهء جبر و تفويض بنا به فرمايش حضرت صادق عليه السّلام در پاسخ به پرسشى كه از آن دو شد اين بود كه : « نه جبر است و نه تفويض بلكه امرى ما بين آن دو است » .