الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩٠ - احتجاج امام رضا عليه السّلام در مطالبى مربوط به امامت و ويژگيهاى الهى آن و راه رسيدن به او ، و نكوهش افرادى كه انتخاب امام را جايز مىدانند ، و سرزنش غالبان در امامت ، و دستور توريه و تقيّه به شيعيان هنگام نياز به آن دو و حسن تربيت
تمام گردانده و آنچه بدو ارزانى داشته ثواب طاعت خود قرار دهد و باعث گوش دادن به فرمان خود سازد و موجب ايمنى بندگانش از هر خطا و سهوى در بارهء كسى باشد كه او را بر ايشان حجّت و الگو معيّن نموده باشد ، پس همه مانند طالبان ملكى از ملوك دنيا گرديده كه جوياى فضل او شده و آرزومند جايزهء او باشند ، و اميد پناهندگى به سايهء او و شور و نشاط به معروف او داشته باشند و اينكه به أهل اينان به بهترين عطايى كه در طلب دنيا ايشان را يارى كرده و از تعرّض به مكاسب و مطالب پست و فرو مايه نجات داده بازگردد ، پس از ميانشان گروهى از راه و طريق آن ملك پرسش نمودند تا سر راهش نشسته و مراقب او باشند و ميل و رغبت خود را متوجّه آن ساخته و تعلَّق خاطر به رؤيت و ديدن او داشتند ، چرا كه بديشان گفته شده بود : بزودى او را با سپاهى عظيم مشتمل بر سواره و پياده و دستههاى بسيار خواهيد ديد ، پس چون او را مشاهده نموديد به او نهايت تعظيم و احترام را بگذاريد و آن مقدار كه واجب است اقرار به مملكت او كنيد ، و مبادا او را به اسم ديگرى صدا كنيد ، و او را همچون ديگران تعظيم كنيد كه حقّ ملك را پايمال نموده و از قدرش بكاهيد كه در اين صورت از جانب او مستحقّ مجازات بزرگى شويد .