الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧٠ - احتجاج امام حسن عليه السّلام بر منكرين صلح با معاويه كه او را در طلب حقّ خود مقصّر مىپنداشتند
مستحقّان آن منع مىكند ، أهل ايمان در حكومت او خوار و زبون و افراد فاسق توانا و قدرتمندند ، و مال و ثروت را ميان يارانش دست به دست مىگرداند ، و بندگان خدا را به بردگى خود مىكشد ، حقّ و حقيقت در روزگار حكومت او پوسيده شده و باطل ظاهر ، و افراد صالح لعن مىشوند ، و هر كه با او بر سر حقّ مخالفت كند وى را بقتل رسانده و طرفداران خود را در باطلشان تأييد مىكند .
همين طور خواهد بود تا اينكه خداوند در آخر الزّمان ؛ روزگار سخت و دشوار و جهل غالب مردم ، مردى را مبعوث فرمايد كه او را توسّط فرشتگانش تأييد و يارانش را حفظ نموده و با آيات و معجزات خود او را نصرت بخشد ، و او را بر تمام أهل زمين غالب و چيره سازد بنوعى كه همه مطيع او شوند چه با ميل چه با كراهت ، او زمين را پر از قسط و عدل و نور و برهان نمايد ، تا جايى كه تمامى سرزمينها پيرو او شوند ، همهء كافران به او ايمان آورده و مردم تبهكار ؛ صالح شوند ، و درندگان در حكومت او آرام و در صلحند ، و زمين روئيدنى خود را ظاهر و آسمان بركاتش را نازل ساخته و تمام گنجهاى خود را براى او آشكار مىسازد ، و براى چهل سال بر تمام عالم حاكم شود ، پس خوشا بحال كسى كه روزگار او را درك و سخنانش را به گوش جان مىشنود ! ! .