الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٣٨ - احتجاج حضرت علىّ بن محمّد عسكرىّ عليهما السّلام در قسمتى از توحيد و جز آن از علوم مربوط به دين و دنيا بر مخالف و موافق
هر گاه با قدرت خود آنان را وادار بر يكى از آن دو كند نه ثواب برند و نه عقاب كشند ، بهمان ترتيبى كه در نامه شرح داديم ، و معناى ديگر اين است كه مراد از هدايت خداوند راهنمايى او است ، مانند آيهء : « و امّا قوم ثمود ( قوم صالح ) ، آنان را راه نموديم ( يعنى راهنمايى كرديم ) ، ولى كورى ( گمراهى ) را بر رهيابى برگزيدند - فصّلت : ١٧ » ، و اين طور نيست كه هر آيهء متشابه و مبهمى بتواند بر آياتى محكم كه مأمور به تحصيل و تقليد آنهائيم حجّت و دليل باشد ، و بنا به گفتهء خود قرآن : « او كسى است كه كتاب را بر تو نازل ساخت ، برخى از آيات آن محكماند ، كه آنها مادر و اصل كتاباند و برخى ديگر متشابهند ، امّا آنان كه در دلشان كژى ( انحراف از راه راست ) است آنچه را متشابه است پى مىگيرند براى فتنه جوئى و در جستن تأويل است - آل عمران : ٧ » ، و نيز فرموده : « پس بندگان مرا مژده ده . آنان كه سخن را مىشنوند و بهترين آن را پيروى مىكنند اينانند كسانى كه خدا راهشان نموده ، و ايشانند خردمندان - زمر : ١٨ و ١٧ » .
اميدوارم خداوند ما و شما را به همان كه موجب دوستى و رضايت خود اوست موفّق فرمايد ، و به كرامت و تقرّب نزديك فرمايد ، و بدان چه براى ما و شما خير و باقى است هدايت نمايد ، زيرا تنها اوست كه هر چه بخواهد كننده است ، حكيم است و جواد است و مجيد .