الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨٤ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
سپس فرمود : اى يونس اگر علم كلام خوب مىدانستى با او سخن مىگفتى ، يونس گويد : من گفتم : واى و افسوس ! قربانت گردم من شنيدم كه شما از علم كلام نهى مىنمودى ، و ميفرمودى : واى بر أصحاب علم كلام ، زيرا مىگويند اين درست مىآيد و اين درست نمىآيد ، اين به نتيجه مىرسد [ و آن نمىرسد ] ، اين را مىفهميم و اين را نمىفهميم ! ! .
فرمود : من گفتم : واى بر گروهى كه گفتهام را رها كنند و دنبال خواستهء خود بروند .
سپس بمن فرمود : برو بيرون و هر كس از متكلَّمين را ديدى بياور .
يونس گويد : من حمران بن اعين و احول و هشام بن سالم را كه علم كلام خوب مىدانستند همراه با قيس ماصر كه به عقيدهء من در كلام بهتر از آنان بود و علم كلام را از علىّ بن حسين عليهما السّلام آموخته بود را آوردم ، چون همگى در مجلس حاضر شديم ، آن حضرت سر از خيمه بيرون كرد - و آن خيمه اى بود كه در كوه كنار حرم براى حضرت مىزدند كه چند روز قبل از حجّ آنجا تشريف داشت - چشم حضرت به شترى افتاد كه به دو مىآمد ، فرمود : قسم به ربّ كعبه كه اين هشام است ! .