الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨٦ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
سپس شامى به هشام گفت : اى جوان در بارهء امامت اين مرد از من بپرس ، هشام ( از اين بىادبى ) آنچنان به خشم آمد كه مىلرزيد ، پس هشام گفت : اى مرد ، آيا پروردگارت به مخلوقش خير انديشتر است يا مخلوق به خودشان ؟ شامى : بلكه پروردگارم نسبت به مخلوق خود خير انديشتر است ، هشام : در مقام خير انديشى براى مردم چه كرده است ؟ شامى : براى ايشان حجّت و دليلى بپا داشته تا متفرّق و مختلف نشوند و او ايشان را با هم الفت دهد و ناهمواريهاى ايشان را هموار سازد و آنان را از قانون پروردگارشان آگاه سازد .
هشام : او كيست ؟ شامى : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله است ، هشام : بعد از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله كيست ؟ شامى : قرآن و سنّت است ، هشام : قرآن و سنّت براى رفع اختلاف امروز ما سودمند است ؟ شامى : آرى ، هشام : پس چرا من و تو اختلاف كرديم و براى مخالفتى كه با تو داريم از شام به اينجا آمدى ؟ ! و تو پندارى كه رأى و نظر راه دين است و تو خود معترفى كه رأى و نظر بر يك قول واحد مختلف جمع نمىگردد !