الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٦١ - احتجاج شيخ مفيد أبو عبد الله محمّد بن محمّد بن محمّد بن نعمان رضى الله عنه
و نيز صاحب و همدم در بارهء همدمى خردمند با چهارپا گفته مىشود و دليلش گفتهء مردم عرب زبانست كه الاغ را صاحب آدمى خواندند و گفتند :
حمار كه با حمار باشد باركش است ، چون تو با او تنها شوى چه بد صاحبى باشد .
و نيز بىجانى را با موجود زنده صاحب ناميدهاند ، مثلًا قول شاعر در بارهء شمشير :
بديدار هند رفتم پس از كناره گيرى از او ، به همراهم صاحب و يارى بود بىزبان .
مقصودش از صاحب بىزبان شمشير است و چون كه صاحب به همراهى مؤمن و كافر و خردمند و چهار پا و حيوان و جماد گفته شده هيچ حجّتى براى يار تو در آن نباشد .
و امّا اينكه گفتى به او فرموده : « اندوه مخور » اين خود و بال و كاستى او است و دليل بر خطاى او ، زيرا دلالت بر نهى او دارد از اندوه خوردن چون صيغهء نهى آورده كه « لا تفعل » است و اين اندوه خورى أبو بكر يا طاعت بوده يا گناه ، اگر طاعت بوده كه پيغمبر از طاعت نهى نمىكرد بلكه بدان فرمان مىداد و دعوت مىكرد و اگر گناه بوده نهى از آن