الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٨ - احتجاج امام حسن عليه السّلام بر منكرين صلح با معاويه كه او را در طلب حقّ خود مقصّر مىپنداشتند
همو كه حضرت مسيح پشت او به نماز مىايستد ، چرا كه خداوند ولادت او را مخفى داشته و شخص او را غايب مىفرمايد تا هنگام خروج ، بيعت هيچ كس بر دوش او نباشد او نهمين فرد از اولاد برادرم حسين فرزند بهترين كنيزان خدا است ، خداوند عمر او را در زمان غيبت طولانى مىگرداند ، سپس با قدرت خود او را در صورت جوانى به چهل سال نرسيده ظاهر مىفرمايد ، اين بدان خاطر است كه بدانند خداوند بر همه چيز قادر و توانا است .
١٥٨ - و از زيد بن وهب نقل است كه گفت : وقتى امام حسن عليه السّلام در مدائن مجروح شده و رنجور بود نزد آن حضرت رسيده و گفتم : اى زادهء رسول خدا اوضاع را چگونه ارزيابى مىكنيد ، زيرا مردم در حيرتند ؟
پس فرمود : بخدا سوگند كه معاويه براى من بهتر از اين مردم است ، مىپندارند كه شيعه و پيرو منند حال آنكه كمر به قتل من بسته و بارم را بغارت و مالم را به تاراج بردند ، بخدا اگر از معاويه براى حفظ خون خود و امان خانوادهام عهدى بگيرم براى من بهتر است از اينكه اين بظاهر شيعيان خونم را ريخته و أهل بيت و بعضى از تبعهام تباه و ضايع شوند ، بخدا اگر با معاويه جنگ كنم همينها مرا دست بسته تحويل او خواهند داد .