الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٣٢ - احتجاج حضرت علىّ بن محمّد عسكرىّ عليهما السّلام در قسمتى از توحيد و جز آن از علوم مربوط به دين و دنيا بر مخالف و موافق
بر خلاف آنچه از عدل و حكمت و انصاف او نقل شده ؛ ستمكار متعدّى مبطل است ، و اگر او را مجازات نكند نفس خود را دروغ شمرده ، در اين صورت آيا واجب نيست او را مجازات نكند ، و كذب و ظلم ؛ عدل و حكمت را نفى مىكند ، خداى تعالى بسى برتر است از آنچه مىگويند ، برترى بزرگ ! ! .
سپس عالم ( لقب حضرت هادى ) عليه السّلام پس از كلامى طولانى فرمود : و امّا آن تفويض كه امام صادق عليه السّلام آن را باطل ساخته ، و معتقدان و پيروانش را خطا كار دانسته اين عقيده است كه : « خداوند ، اختيار امر و نهى خود را به بندگان سپرده ، و سرخود رهايشان ساخته » .
و در اين مورد گفتارى دقيق است كه جز امامان هدايت يافته عليهم السّلام از آل پيامبر صلَّى الله عليه و آله به غور و دقّت آن نرسند ، ايشان عليهم السّلام فرمودهاند : « اگر اختيار بندگان را از سر اهمال به خودشان سپرده بود ، بايد انتخاب آنان را [ هر چه باشد ] پذيرفته ، و بسبب آن مستحقّ ثواب گردند ، و در اين صورت ( حصول خودسرى و اهمال ) ديگر بر جنايتى كه كنند هيچ عقوبتى نباشد » ، و دو معنى از اين گفتار برمىآيد : يكى اينكه بندگان بر خدا شوريدهاند و بناچار او را مجبور به قبول اختيار توسّط رأى و نظرشان ساختهاند كه در اين