الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩٣ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
سليمان در جواب درماند ، مأمون گفت : اى سليمان ، او از تمام بنى هاشم عالمتر است .
سپس تمام حاضرين مجلس ؛ پراكنده شدند .
٢٨٥ - صفوان بن يحيى گويد : أبو قرّهء [١] محدّث رفيق شبرمه از من خواست ترتيب ملاقات او را با امام رضا عليه السّلام بدهم ، من نيز اذن دخول گرفتم و آن حضرت اجازه فرمود ، أبو قرّه داخل شد و از امام عليه السّلام مسائلى در حلال و حرام و فرائض و أحكام پرسيد تا اينكه رسيد به پرسشهاى توحيدى گفت : قربانت گردم ، نحوهء كلام خداوند با موسى را توضيح فرماييد ؟
فرمود : خدا و رسول او داناترند كه به چه زبانى با او سخن راند ، به زبان سريانى يا عبرانى ، أبو قرّه با اشاره به زبان خود گفت : فقط از اين زبان از شما سؤال مىكنم ! فرمود : سبحان الله از اين طرز تفكَّر ! و پناه بر خدا در شباهت او به خلق ، يا تكلَّم حضرت حقّ همچون سخنرانان ، و ليكن تبارك و تعالى هيچ چيزى مانند او نيست ؛ نه گوينده و نه عملكننده اى . پرسيد : پس چگونه بوده ؟
[١] ظاهراً او موسى بن طارق يمانىّ أبو قرّهء زبيدى باشد ، وى از رجال عامّه و صاحب منصب قضاء بوده ، و از راويان ابن جريج متوفّى به سال ١٥٠ مىباشد .