الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨٩ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
سپس امام صادق عليه السّلام رو به حمران كرده و فرمود : تو سخنت را دنبال حديث مىبرى ( سخنانت مربوط است ) و به حقّ مىرسى ، و به هشام بن سام متوجّه شده و فرمود : تو در پى حديث مىگردى ولى قدرت تشخيص ندارى ( قصد دارى مربوط سخن بگوئى ولى نمىتوانى ) ، پس رو به احوال نموده و فرمود : تو بسيار قياس مىكنى ، از موضوع خارج مىشوى ، مطلبى باطل را به باطلى ردّ مىكنى و باطل تو روشنتر است .
سپس رو به قيس ماصر كرده و فرمود : سخن تو بگونه اى است كه هر چه خواهى به حديث پيامبر نزديكتر باشد دورتر شود حقّ را به باطل مىآميزى با آنكه حقّ اندك از باطل بسيار بىنياز مىكند ، تو و احول از شاخه اى به شاخه اى مىپريد و با مهارتيد .
يونس گويد : بخدا من فكر مىكردم آن حضرت نسبت به هشام همتاى آنچه در بارهء آن دو گفت مىفرمايد ، ولى فرمود : اى هشام تو به هر دو پا به زمين نمىخورى ( يعنى طورى كه جوابى برايت نباشد ) تا خواهى بزمين برسى پرواز مىكنى ( يعنى بمحض شكست خود را نجات مىدهى ) ، همچو تويى بايد با مردم سخن بگويد ، خود را از لغزش نگه دار ، شفاعت ما در پى آن - به خواست خداوند - مىآيد .
٢٤٢ - و از يونس بن يعقوب نقل است كه گفت : روزى جمعى از أصحاب و ياران كه