الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢١ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
و دارويى كه مردند ، و جاهلان به طبابت پس از ايشان دوره اى به زندگى ادامه دادند ، و نه آن را علم طبّ سود داد وقتى اجل رسيد ، و نه اين را جهل به طبّ در بقاى زندگى و تأخير اجل زيان رساند .
سپس افزود : بيشتر اطبّاء معتقدند انبياء علم طبّ نمىدانستند ! ! . ما با اين افراد كه با قياس پنداشتهاند علمى را انبياء نمىدانند چه كنيم ؛ انبيايى كه حجّتها و معتمدين خدا بر مردم و در زمين ، و خزّان علم و ورثهء حكمت حضرت حقّ و راهنمايان به سوى او و داعيان به طاعت پروردگارند ؟ ! ! .
سپس من پى بردم كه مذهب بيشتر ايشان خوددارى از راه انبياء و تكذيب كتابهاى آسمانى است ، و همين مرا در بارهء افراد و علمشان بىرغبت و بىاعتنا ساخته .
پرسيد : چگونه به قومى بىاعتنايى نمايى كه خود مربّى و بزرگشان هستى ؟
فرمود : من وقتى در برخورد با طبيب ماهرى از او پرسشهايى مىكنم مىبينم هيچ سر رشته اى بر حدود نفس و تأليف بدن و تركيب اعضاء و مجارى اغذيه در جوارح و مخرج