الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٨ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
و اين همان فرمايش خداوند عزّ و جلّ است كه فرموده : « و از هر چيزى دو گونه آفريديم ، باشد كه ياد كنيد و پند گيريد - ذاريات : ٤٩ » ، بين هر قبل و بعدى در اين مخلوق جدايى و فرق افكند تا همه بدانند او خود ، قبل و بعد ندارد ، غرائز اين موجودات نشان مىدهد كه غريزه دهندهء به آنان ، خود غريزه ندارد ، و تفاوت آنها دليلى است بر اينكه تفاوت دهندهء به آنان ، نقصى ندارد و تفاوتى در ذاتش نيست ، زماندار بودن آنان بيانكنندهء اين واقعيّت است كه زمان دهندهء به آنان ، فاقد زمان و فراتر از آن است ، بعضى را از بعض ديگر پنهان كرده تا دانسته شود ، غير از آن مخلوقات ، حجاب ديگرى بين او و آنها نيست .
آن زمان كه مربوبى نبود ، او ربّ بود ، و آن زمان كه مملوك و مخلوقى نبود ، او مالك و مستولى بر همه چيز بود ، و آن زمان كه هيچ موجودى نبود تا معلوم واقع شود ، او عالم بود ، و آن زمانى كه مخلوق در جهان نبود ، او خالق بود ، و نيز آن زمان كه مسموعى وجود نداشت ، معناى سمع ( شنيدن ) در مورد او صادق بود ، اين طور نيست كه فقطَّ از وقتى دست به خلقت و آفرينش زد ، خالق محسوب شود ، بلكه قبل از شروع به خلقت نيز ، خالقيّت در مورد او مصداق داشته است .
چگونه مىتوان غير از اين را تصوّر كرد ؟ حال آنكه ابتداء و آغازى ندارد و نمىتوان با كلمهء « از » كه ابتداء و آغاز را نشان مىدهد او را در برخى زمانها غائب فرض كرد ، بلكه هميشه و در همهء اوقات بوده است . و كلماتى همچون « قد » كه معرّف نزديكى زمان