الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨٠ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
و تا اخلاص نباشد ، معرفت و شناخت انجام نمىگيرد ، و با اعتقاد به تشبيه ، اخلاصى در بين نخواهد بود ، و اگر كسى در مورد خداوند به صفاتى زائد بر ذات قائل شود تشبيه را نفى نكرده بلكه در واقع قائل به تشبيه شده است ، هر چيزى كه در مورد او امكان داشته باشد ، در بارهء صانعش محال و ممتنع خواهد بود ، در مورد او حركت و سكون وجود ندارد ، چگونه امكان دارد ، چيزى را كه خود ايجاد كرده ، در مورد خود او ، مصداق يابد ؟ ! يا آنچه را خودش آغاز كرده و به وجود آورده به سوى او بازگشته ، و در مورد او مصداق پيدا كند ؟ اگر چنين بود ، نقص و كاستى و كمبود در ذاتش راه مىيافت و كنهش ، از وحدت درآمده ، داراى اجزاء مىشد ، و ازلى بودن در موردش محال مىگرديد و خالق ؛ مثل مخلوق مىشد . اگر براى او پشت تصوّر شود ، مقابل و روبرو نيز تصوّر مىشود ، و اگر براى او تمام بودن فرض شود ، نقصان هم فرض مىشود ، كسى كه ، حدوث در باره اش محال نيست ، چگونه مىتواند ازلى باشد ؟ يا كسى كه ايجاد شدن در باره اش محال نباشد چگونه مىتواند ايجادكنندهء اشياء باشد ؟ اگر چنين بود نشانهء مخلوق و مصنوع بودن در او وجود مىداشت و خود آيه و نشانه مىشد نه اينكه موجودات ديگر آيه و نشانه براى او باشند .
قول محال كه مخالف حقّ و حقيقت است حجّتى در بر ندارد ، و سؤال در بارهء خدا ، فاقد جواب است ، و در غير اين صورت ، خداوند تعظيم و احترام نشده است ،