الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٨٣ - احتجاج حضرت حجّت امام قائم ، مهدى منتظر ، صاحب الزّمان - صلوات الله عليه و على آبائه الطَّاهرين
و ادّعاى چيزى كه متعلَّق به او نيست مىكند ، ظالمى است غاصب ؛ منكر حقّ كسى شده كه از طرف خدا مفروض الطَّاعه است .
و دخت گرامى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله الگوى خوبى براى شما است ، و در آينده فرد جاهل دست از عمل بردارد ، و كافر خواهد فهميد كه عاقبت نيكوى اين منزلگاه از آن كيست .
اميدوارم خداوند از ناحيهء رحمت خود ما و شما را از مواضع خطر و از بديها و آفات و امراض حفظ فرمايد ، زيرا تنها او سرپرست اين امور و قادر بر آنچه مىخواهد است ، و براى ما و شما ولىّ و حافظ مىباشد ، و سلام و رحمت و بركات خداوند بر تمام اوصيا و اوليا و مؤمنين باد ، و صلوات و سلام خداوند بر محمّد و آل او باد ! .
٣٤٣ - سعد بن عبد الله گويد : احمد بن اسحاق اشعرىّ گفت : يكى از شيعيان بنزد من آمده و گفت : جعفر بن علىّ ( جعفر كذّاب ) نامه اى به وى نوشته و خود را امام دانسته و ادّعا كرده بود كه : امام بعد از پدرم من هستم ، و علم حلال و حرام و آنچه مورد احتياج مردم است و ساير علوم همه و همه در نزد من است .
احمد بن اسحاق گفت : وقتى آن نامه را خواندم مكتوبى در اين خصوص به ناحيهء